شعر و داستان کوتاه
ایــــن صبـــح تـــــیره باز دمید از کجا کزو کار جهان و خلق جهان جمله درهم است گویا طلوع می کــــند از مـــــغرب آفـــتاب کآشـــوب در تمامــــی ذرات عالـــم است گـــر خـــوانمش قیـــامت دنیا بعید نیست این رستخیز عام که نـــامش محرم است (محتشم كاشاني) اگر گوش این کوچه ها کر نبود دو بالم در این قصه پر پر نبود در این کوچه فریاد من می وزيد غمی با غم من برابر نبود و سوز نگاهی مرا برده بود به حسی که از غم فراتر نبود زمستان سختی مرا کوچ داد به گرمای دستی که دیگر نبود و من می پرم تا که ترکش کنم خدایا پر بسته بهتر نبود ؟... اين چند سطر را سروده بودم سالها پيش از آنكه به دنيا بيايم و جدايي ترس قريبي است كه آوار مي شود بر روي خاطراتي شيرين و لحظه هايي با ياد چشمهايت و قلبي كه در من مي آشوبد و اشك كودكي بزرگ كه سرازير مي گردد و قصه تلخ تر مي شود آنگاه كه فنجان را سر مي كشم و التهاب تفاله ها را به فال مي گيرم و آنگاه كه باد خاكستر هزار مرد عاشق را به بيني مي كشد نعشه مي شود و عربده زنان به راه مي افتد ديوانه وار مي خشكاند پائيز به پا مي كند. *** مردي از صخره آويزان است بيد مجنوني كه سرانجام مي لرزد، باد را نفرين مي كند و تلخ مي گريد چرا ورق نمي خورد اين دفتر پائيزي حرمت فرو نريختن اشكها در بي عفتي فالي قهوه اي به يكباره فرو ريخت و صداي انفجار نارنجكي در گلويم كه ضامنش را كشيدي و سكوتي كه فرياد شد ديوانه وار دوستت دارم *** اين چند سطر را سروده بودم سالها پيش از آنكه به دنيا بيايم و اين فريادي است كه به جايي نمي رسد اشك به روي كاغذ مي چكد مردي از صخره آويزان است و قلم به اينجا كه مي رسد كاغذ را سوراخ مي كند و فرو مي رود حرفي در گلويم، و تنديس مردي بزرگ فرو مي ريزد *** چشمهايم به سرخي صورتي است متورم از سيلي پدرانه اي كه نخوردم بر روي قلبم جاي انگشتهاي كسي مانده است و من در اضطراب كودكانه اي انگشتانم را به دندان كشيده ام باد ديوانه وار در لابه لاي صخره ها زوزه مي كشد و مي رقصد و من كه به لاشه ي سنگي چنگ زده ام ... پنجه هايم را ديگر تواني نيست دستهايي بريده در لابه لاي شاخه هاي درختان و من كه هنوز پنجه هايم را در پنجه ي اين كوه كشيده ام با انگشتهايي زخمي از ارتفاع بلند تمام دانسته هايم و فلسفه اي تاريك آويزانم چرا ورق نمي خورد اين دفتر پائيزي؟ كجاست دستي كه مرا بگيرد؟ كجاست؟
نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم دی 1386ساعت
توسط حامد امامی| |
نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم دی 1386ساعت
توسط حامد امامی| |
نوشته شده در جمعه چهاردهم دی 1386ساعت
توسط حامد امامی| |


