در هم و برهم
شعر و داستان کوتاه
تقدیم به ابری که به رسم محبت می بارد ... در عزای عشق تو فریاد می زنیم و به جایی نمی رسد این دردها به گوش خدایی نمی رسد ما در عزای عشق تو فریاد می زنیم اما به گوش بسته صدایی نمی رسد حالا به ذهن ما که غروری شکسته ایم غیر از سرود نحس جدایی نمی رسد *** ای مبتلا به درد جدایی شبیه من عمرم به آن شبی که بیایی نمی رسد شعرم درون حادثه نابود می شود آخر به ذهن خسته هجایی نمی رسد
نوشته شده در سه شنبه یازدهم مهر 1385ساعت
توسط حامد امامی| |


